X
تبلیغات
تو را دوست میدارم....


























تو را دوست میدارم....

I LOVE YOU MORE THAN ANY & MANY PERSONS...

خندیدم

 

 

و رفت...

 

 

 

گریه کردم

 

 

 

و رفت..

 

 

هیچ نگفتم..

 

 

و رفت

 

 

کذب گفتم

 

 

و رفت...

 

 

اما نه...

 

 

حرف از بی کسی ام زدم

 

 

و رفت...

 

 

 

 

(شبگرد)

نوشته شده در ساعت توسط شبگرد|

خسته ام..نه روحم نه تنم دگر با من راه نمی آیند 



احساسم پر کشیده است همین دیشب...در خوابم



دستانم را خوب ببین..دگر نای بغل گرفتنت را ندارند



پاهایم خسته..ناسزا به دلم میگویند



چشمانم خیس..اما هیچ بغضی در نگاه تو نیست



من ز گناهم پشیمانم..شب را تا سحر گریان



اما تو..شاد و مغرور با دیگرانت خندان



میدانم...میبینم..روزی را که من در خاکم



آرام و بی غصه چون طفلی در خوابم..



اما تو صورتت خیس است..

اشکت..آهت..نغمه های بی تابت

میمیری..میگویی..این همان سرکرده ی ما است

قدرش را من ندانستم..عشقش را من نمیخواستم

ارزان فروختنش کردم..قلبش را تکه تکه من کردم

مینالی..میباری..اما من......تو را در آغوشت کردم

اما من...بی جانم

 

(شبگرد)

نوشته شده در ساعت توسط شبگرد|

مرگ من شاید همان لحظه ای بود

 

که....

 

(من)  دوستت ندارم را از زبان تو شنیدم

 

مرگ من آنی بود

 

که ...

 

(من) با تمام احساسم..با ترس بی پایانم بیزاری تو از دلدادگیم

 را باور کردم

 

مرگ من شاید همین امشب باشد

 

و...

 

(تو) مرا با دستان خود راهی آغوش خاک خواهی کرد

 

 

 

(شبگرد)

 

 

 

 

نوشته شده در ساعت توسط شبگرد|

نمیداند...

نمیداند چه دردی دارد این تلخی

 

نمیداند چه رنجی دارد این سردی

 

نمیداند که من بی او...چه شب ها اشک دلتنگی

 

نمیداند که من خسته...در عشقم به رو بسته

 

نمیداند که من تنها....خیالم مرده بی رویا

 

نمیداند چه خاموشم...به یادش من هم آغوشم

 

نمیداند که من عاشق...

 

نمیداند که او معشوق...

 

نمیداند که جانم هست

 

امید و التیامم هست

 

نمیداند چه مجنونم

 

ز آغوشش چه محرومم

 

نمیداند....نمیداند....نمیداند

 

(شبگرد)

نوشته شده در ساعت توسط شبگرد|

دیگر نه نگران حالم باش

 

نه برایم اشک بریز

 

نه مرا حتی دوست داشته باش

 

آری دیوانه شده ام میخواهم خودم را با

نداشتن هایت بمیرانم...

 

 

چه خودکشی از این کشنده تر!!!

 

 

(شبگرد)

 

 

عکس عاشقانه خودکشی

 

 

 

نوشته شده در ساعت توسط شبگرد|

 

دگر تمام احساسم را

 مهربانیم را

به دست مشتی غرور

به دست باد های پر عبور داده ام

تا بیش از این رسوایم نکنند...

 بیش از این بر تن خسته ام خنجر بی تفاوتی نزنند  این شوریده دلان

باورم کنید من دگر خسته ی این راهم

خسته ز پوزخنده های این مردمان

که دل ساده ام را در سینه  میمیرانند

که تمام وجودم را به آتش میکشند

و در خودشان قهقه ی شادی سر میزنند

و من در خود می گریم

و من در خود میشکنم

و...

آه ای باران

آه ای ابر

می بینید؟؟

می شنوید؟؟

بارش دل من سوی به پایان ندارد

صدای غرش آه پر درد تن زخمی من هیچ سرانجام ندارد

همه مرا پس زده ی دست خدا میدانند

همه نام پر سوز مرا اشتباه 2 لفظ میخوانند

همه مرا مرتد عالم خویش,ز بهشت می رانند

و مرا به گناه عاشقیم

و باز به گناه دلدادگیم

به جهنم سرد احساس خویش وا می نهنم

و مرا در آتش عشق می افکننم

و مرا در اوج دیوانگیم

میشکنند....

 

(شبگرد)

نوشته شده در ساعت توسط شبگرد|

تو مرا باز..گریاندی

 

تو مرا نه...که دلم میراندی

 

تو وجود بی تاب مرا سوزاندی

 

تو سکوت شب شعر مرا با هق هق هایم..آه

بشکاندی

 

 

تو مرا کشتی و باز با  دلدادگیم میراندی ...

 

شبگرد

 

farapix com dbcd8db16704856032e69e37d8152a27 farapix com 23464f4ade3f4f4ce0800ecc03d8e2a9 453 تصاویر بسیار عاشقانه و رمانتیک

 

نوشته شده در ساعت توسط شبگرد|

 میروم شاید دلت آرام شود

گریه ام بر خنده ات مهمان شود

میروم شاید خیال بودنم

از خیالت همچو ابر باران شود

 

میروم شاید شبت روشن شود

قصه ی تنهاییم از سر شود

میروم شاید غم و اندوه من

قطره ای,در باورت پنهان شود

 

میروم شاید  زکریاتت کم شود

کوچه کوچه در به در مهمان شود

میروم شاید دروغ راستیم

روزگاری بر توام پیدا شود

 

(شبگرد)

نوشته شده در ساعت توسط شبگرد|


آخرين مطالب
» و رفت...
» ز گناهم...
» مرگ من..امشب
» نمیداند...
» مخاطب خاص...
» و بازهم....
»
» میروم....

Design By : Pichak